تبلیغات
دلـ نوشتهـ هایـ سمپادیـ - سوتی دانشجویی

دلـ نوشتهـ هایـ سمپادیـ

سمپادیـ

سوتی دانشجویی

یه روز تو کلاس عمومی تو فکر رفته بودم...یهو دوستم صدام کرد به خودم اومدم گفتم چی میگی؟گفت استاد کارت داره،منم از جام بلند شدم،گفتم بله؟گفت بخونین آقای آجرلو(یه ته صدای کوچیکی دارم)من اسن تو حال خودم نبودم.گفتم استاد من الان آمادگیش رو ندارم،گفت اشکال نداره بخون...خلاصه من زدم زیر آواز خوندن.وقتی تموم شد کلاس ترکید از خنده،تازه فهمیدم چه سوتی دادم.منظور استاد این بود که متن کتاب رو بخون...خلاصه تا آخر ترم دختر پسرا منو میدیدن میگفتن بخون...

[ 12 شهریور 92 ] [ 21:44 ] [ miumin ] [ نظرات() ]

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]